سید اسماعیل قشمشم هستم، مربی (Coach)، مشاور و مدرس برندسازی شخصی و مهارتهای کوچینگ برای مدیران و افراد، جای بسی خوشحالی است که از طریق وبسایت شخصی بستر گفتگو و ارائه آموزشهای کاربردی به شما مخاطبین عزیز فراهم شده است.

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم | همراه: 09195893985 | من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

ویژگی تصویر

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم

  /  مقالات کوچینگ   /  کوچینگ سبک نوین مدیریتی
Modern-managerial-style-coaching

کوچینگ سبک نوین مدیریتی

مطالب مشابه

کوچینگ سبک نوین مدیریتی است که در این روش بر رفتار و تعامل روزانه مدیر با کارکنان چتری به نام فرهنگ کوچینگ سایه می افکند که همچون یک فانوس دریایی تمامیه رفتارها و کنش و واکنش های  مدیر در تعامل با محیط داخل و خارج از سازمان را معنا می بخشد.

در این سبک نوین مدیریتی، مدیر دستور العملی برای نحوه ی رفتار خود با دیگران دارد.

از تمام گفتگو های خود با دیگران هدفی را دنبال می کند.

باور دارد که برای رشد و توسعه توانمندی های منابع انسانی خود بایستی خود مدیر نیز تغییراتی داشته باشد.

مدیران در نقش کوچ آموزش دیده اند که در هر لحظه بهترین خود باشند.

آموزش دیده اند که قضاوت ها ذهنی خود را کنار بگذارند و مسائل را آنگونه که واقعیت دارد ببینند نه آنگونه احساسات آنها می خواهد.

آموزش دیده اند که بتوانند مسائل را از نگاه منابع انسانی خود بنگرند نه با زاویه نگاه خود.

همانطور که مولانا می گوید

در چشم من درآ و از چشم من بنگر مرا

 

یکی از اهداف مدیران در مدیریت منابع انسانی برخورداری از سرمایه انسانی توانمند و بهره ور است که این مهم در هیچ سازمان و هیچ زمانی محقق نمی شود مگر آنکه مدیر ارشد سازمان این شرایط را با مدیریت خوب خود بسازد.

و می بینید که پشت هر سازمان و شرکت موفق یک رهبر و مدیر توانمند حضور دارد.

در کوچینگ سبک نوین مدیریتی، مدیران با بکارگیری مهارت های کوچینگ در تعامل با کارکنان خود می خواهند در توانمند سازی آنها موثر باشند. در واقع شایستگی های کوچینگ یک اصول و خط مشی رفتاری را برای مدیران تعیین می کند که با درنظرگیری آن در مواجهه با صحنه های مختلف با کارکنان خود رفتار می کنند.

مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه

همانطور که پیتردراکر اصطلاح “مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه” را اینگونه توصیف می کند که سیستمی از مدیریت بایستی شکل گیرد که کوشش های گروهی را شکل بخشد و تلفیقی بین اهداف فردی و سازمانی به وجود آورد و آنها را با یکدیگر هماهنگ سازد. فردی که مسئول تحقق این تعریف در سازمان می باشد مدیر است.

در کوچینگ سبک نوین مدیریتی مدیری که در نقش کوچ ظاهر می شود بجای کارکنان خود تصمیم نمی گیرد، بجای آنها فکر نمی کند و آنها در تصمیم گیری ها مشارکت می دهد و آنها را برای تعیین اهداف کاری حمایت می کند.

در تعریفی دیگر  گفته می شود که به طور مثال اگر کارکنان یا مدیران میانی یک شرکت با دستورات مدیر ارشد تعارض داشته باشند و صرفا از جهت قدرت جایگاه مدیریتی مدیر از او تبعیت کنند آنگاه آن مدیر ارشد در مدیریت خود شاید موفق عمل کرده باشد و توانسته است نتیجه مورد نظر را حاصل نماید اما نمی توان او را یک مدیر اثرگذار دانست  چراکه در مدیریت اثر گذار مدیر به دنیال  ایجاد ارتباط میان اهداف افراد و سازمان می باشد، مدیر به دنبال اثر گذاری و فراهم کردن شرایط رشد و توسعه کارکنان می باشد.

برقراری روابط انسانی مهمترین رسالت مدیران

همانطور که نظام مدیریتی و فرهنگ سازمانی شرکت ها و کسب و کارها از نظام های بروکراتیک به نظام های مشارکتی تبدیل شده است که این روند امروز رشد بیشتری را داشته است تا جایی که لوبرز می گوید برقرای روابط انسانی مهمترین رسالت مدیران است و بارزترین ویژگی یک مدیر در لایه مختلف سازمانی هنر برقرار ارتباط با انسان هاست که اگر این هنر نباشد رسالت اصلی مدیریت که یعنی انجام امور و کارها توسط دیگران محقق نمی شود،

مدیریت به روش کوچینگ پس به نوعی در خصوص هنر برقراری ارتباط با کارکنتان است.

“مدیریت به روش کوچینگ” به مدیران كمك می كند نه تنها نقاط قوت خود، بلكه نقاط قوت ديگران را نيز ببينند. در صورت استقرار کوچینگ در هر کسب و کار و سازمانی، موفقیت هاي زیر قابل انتظار خواهد بود.

  • بهره برداری از استعدادهاي استفاده نشده کارکنان
  • جذب و نگهداشت افراد موثر
  • رشد عملكرد افراد
  • موفقیت در جذب مشاركت كاركنان
  • توسعه انعطاف پذيري
  • بهبود كار تيمي
  • افزايش پذيرش تغيير و توانايي رویارويي با تغيير در افراد
  • كمك به شاد زیستي و رضايت كاركنان

مدیران در هر رده و سطحی می توانند با استفاده از مهارت های کوچینگ عملکرد بهتری داشته باشند.

با توجه به رقابت شدید در دنیای اقتصادی امروز، کوچینگ برای مدیران  اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا جایی که ضرورت‌ استفاده از کوچینگ برای بسیاری از مدیران محرز شده است.

کوچینگ برای مدیران یک رابطه‌ حمایتی بین آن ها و کارکنانشان است. مدیر زمانی که در نقش کوچ ظاهر می شود با طرح پرسش، گوش دادن، بازخورد دادن و بکارگیری ابزارهای سنجش به همکاران خود کمک می‌کند تا اهدافی را برای تغییر مشخص کنند و در جهت آن حرکت کنند. این اهداف می‌تواند در جهت یادگیری مهارت رفتاری، افزایش کارایی و حل مسئله باشد.

در کوچینگ سبک نوین مدیریتی ، مدیرانی که کارکنان شان را کوچ می کنند می‌توانند استعدادهایشان را پرورش دهند و کوچینگ را بخشی طبیعی از مدیریت خود و جعبه‌ابزار خود می‌دانند و کوچینگ را برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار ضروری می دانند.

فرآیند کوچینگ فرآیند زیبایی است به این دلیل که همزمان که مدیر در نقش کوچ به همکاران خود کمک می‌کند بر توسعه‌ شایستگی ‌های خود هم سرمایه‌گذاری کرده است. به ‌همین دلیل کوچینگ نه‌ تنها مربوط به کارکنان است بلکه درباره‌ مدیر و موفقیت اوست.

مارتین سلیگمن، فرمول موفقيت را اینگونه بیان می کند:
“هر روز از نقاط قوتي كه تو را متمايز مي سازند در حيطه هاي اصلي و مهم زندگي ات استفاده كن تا لذت و شادي بسياري را به زندگي خود بياوري”

و در مدیریت به روش کوچینگ این دستاورد برای مدیر و کارمند تواماً محقق می شود.

ارسال یک نظر