سید اسماعیل قشمشم هستم، مربی (Coach)، مشاور و مدرس برندسازی شخصی و مهارتهای کوچینگ برای مدیران و افراد، جای بسی خوشحالی است که از طریق وبسایت شخصی بستر گفتگو و ارائه آموزشهای کاربردی به شما مخاطبین عزیز فراهم شده است.

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم | همراه: 09195893985 | من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

ویژگی تصویر

مدیران

  /  مدیران

در بخش مخاطبین سایت سعی شده افرادی که مخاطب محتوای آموزشی بنده هستند و این مطالب برای آنها می تواند مفید واقع شود در گروه های مختلف شناسایی شوند و احساس می کنم  بهتر است برای درک بهتر موضوعات در حوزه برندسازی شخصی و مهارت های کوچینگ بایستی  ضرورت ها و کاربردها را  با ادبیات ویژه گروه های مختلف شغلی  با توجه به مسائلی که با آن مواجه هستند مطرح کنم.

لذا در این بخش با دسته بندی متفاوت از محتوا رو به رو هستیم.

در منوی اصلی سایت در هر یک از بخش های برندسازی، مهارت های کوچینگ و پرورش مدیران آینده محتوای آموزشی طبق موضوع همان حوزه  دسته بندی شده است.

اما در این قسمت مطالب با درنظر گیری جایگاه شغلی مخاطبی که قرار هست از محتوا استفاده کند دسته بندی انجام شده است.

همچنین در این بخش همانطور که گفته شد قصد دارم از ضرورت ها و کاربردها صحبت کنیم و با توجه به لینک هایی که در هر صفحه مشاهده می شود می توانید دسترسی به محتوای آموزشی نیز داشته باشید.

در مقدمه این بخش می خواهم از ضرورت آموزش و توسعه فردی برای مدیران صحبت کنم، در استاندارد ایزو 9001 که یک استاندارد مدیریتی محسوب می شود زمانیکه در ابتدای این استاندارد صحبت از استقرار سیستم مدیریتی می شود در بند 1-0 (یعنی قبل از آنکه به تبیین مقدمات بپردازد)، متن استاندارد می گوید که برای استقرار  سیستم مدیریت کیفیت حمایت مستقیم مدیر ارشد الزامی است..

برای آنکه این موضوع را شفاف تر کنم به ذکر یک مثال می پردازم:

هرجا یک سازمان و شرکت موفق و پیشرو را می بینیم یقین بدانید که یک مدیر و رهبر شایسته این کشتی را راهبری می کنید.. امکان ندارد مدیران ضعیف و ناکارآمد بتوانند شرکت های بزرگ و بسازنند  پس در نتیجه رابطه ی میان موفقیت سازمانی با موفقیت فردی مدیران یک رابطه مستقیم و لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

پس اگر در یک شرکت پا می گذارید و می بینید همه چی سر جای خودش است و فعالیت ها به صورت فرایندی و منظم انجام می گیرد یقین بدانید مدیر ارشد شرکت با نگاه سیستمی و فرایندی به موضوعات می نگرد.

اگر در یک شرکت فرهنگ سازمانی نا مناسب مانند ولنگاری، دروغ، رقابت نا صحیح و … جاری نیست یقین بدانید که ریشه ی موضوع در نوع رفتار مدیر ارشد در سازمان است که اجازه ی بروز اینگونه رفتارهایی را نداده است.

اگر یک شرکت چابک و به موقع نسبت به تغییرات بازار عمل می کند به گونه ای که تصمیمات به سرعت و با دقت انجام می گیرد یقین کنید که مدیر ارشد امور را به خوبی و درست تفویض اختیار کرده است.

پس همه چیز به شما و نگرش مدیریتی شما و در گام بعد رفتار مدیریتی شما برمی گردد و اگر خودسازی فردی برای همه ی افراد می تواند راهگشا و اثربخش باشد در زندگی برای شما که مدیر هستید یک ضرورت محسوب می شود.

از شما به عنوان مدیر انتظار می رود بهترین رفتارها و عکس العمل ها را از خود نشان دهید و اگر شما باور به توسعه فردی خود در هر سن و سالی دارید به شما تبریک می گویم.

برندسازی شخصی برای مدیران شاید ابتدا به ساکن به اندازه ی پزشکان و خویش فرمایان یک ضرورت و الزام احساس نشود چراکه به گمان بسیاری از مدیران بدون آنکه یک مدیر روی برندسازی شخصی خود کار کند هم می تواند یک سازمان و شرکت موفق داشته باشد.

و عده ای از مدیران دولتی و شرکت های خصوصی که به این مقوله روی می آورند بیشتر با نیت ورود به عرصه های سیاسی و اجتماعی وارد می شوند.

اما در این بخش از سایت می خواهیم با نگاهی عمیق تر به موضوع بنگریم تا بخشی از کاربردها و اثرات مستقیم و پنهان برندسازی شخصی برای شما مدیران ملموس تر شود.

برندسازی شخصی در مدیریت منابع انسانی:

شاید مهمترین و پر چالش ترین فعالیت مدیران، مدیریت منابع انسانی باشد و اگر مدیری بتواند از پس این وظیفه مدیریتی به خوبی و اثرگذار بربیاید عملاً می تواند سازمان و شرکت خودش را توسعه دهد و می بینید که سازمان های بزرگ رهبران بزرگ و توانمند می طلبد.

اگر شما مدیری باشید دارای برند و اعتبار عمومی باشید کار کردن در کنار شما یا در مجموعه شما برای کارکنان یک ارزش محسوب می شود، همه تمایل دارند ارتباط بهتری با شما برقرار کنند.

این مقوله به شما کمک می کند که پذیرش جمعی در کارکنان داشته باشید یعنی مدیران میانی یا کارکنان در مقابل استدلال های شما مقاومت نمی کنند، هم در حضور شما و هم در غیاب شما نیز اینگونه رفتار می کنند چراکه به تصمیمات شما باور دارند.

همچنین با توجه به اینکه اصول برندسازی شخصی ایتداً سایه می اندازد بر روی رفتاری های مدیر در تعامل با دیگران لذا شما با برخوردار بودن از برند شخصی، در روابط خود با کارکنان جذاب تر و اثرگذارتر خواهید بود.

اگر گروه های شغلی دیگری همچون پزشکان، مدرسین مشاورین و … با استفاده از برندسازی شخصی، خدمات خود را عرضه می کنند اما مهمترین دستاورد برای شما به عنوان مدیر عرضه کردن خودتان، اندیشه هایتان و دستورات مدیریتی شما در سازمان است.

 

 

یکی از اصول برندسازی شخصی مدیران تدوین برنامه استراتژی کلان است. مدیریت استراتژیک در برندسازی شخصی یه این مقوله می پردازد که اهداف و چشم انداز شما از برند سازی شخصی چیست و چه شیوه و سیاستی برای دستیابی به آن دارید.؟

  • اینکه هر مدیر تمایل دارد چه تصویری از وی در ذهن کارکنانش، مدیران شرکت های رقیب، مردم شهر و حتی کشور خود به جای بگذارد؟
  • تمایل دارد از وی با چه کلید واژه هایی یاد نمایند؟
  • هدف از برند سازی شخصی برای هر مدیر چیست؟
  • دایره مخاطبین خود را چه افرادی می داند؟
  • نقاط قوت و نقاط قابل بهبود خود را چگونه ارزیابی می کند؟
  • از چه ابزارهایی بایستی برای برندسازی شخصی خود استفاده نماید؟
  • برند سازی چگونه می تواند در افزایش درآمد سازمان، رشد برند سازمان، شهرت و اعتبار وی نزد همکاران و تأمین کنندگان، ورود به انجمن های صنفی، ورود به مجامع عمومی مانند شورای شهر و مجلس شورای اسلامی کمک کند؟
  • چه برنامه ای را بایستی برای رسیدن به اهداف برند سازی شخصی خود طرح ریزی کند؟
  • برند قدرتمند شخصی مدیران می تواند در عرصه های مختلف به آنها کمک نماید، برند شخصی همانند یک ابزار قدرتمند عمل می کند که در افزایش درآمد، توسعه روابط، شهرت و اعتبار جمعی و … کمک می کند.

 

چه دسته ای از مدیران مخاطب برندسازی شخصی هستند؟

مدیرانی که به دنبال:

  • رشد برند سازمانی و شرکتی خود هستند
  • افزایش درآمد شخصی و شرکتی خود
  • بهره مندی از شهرت و محبوبیت اجتماعی
  • ارتقاء اعتبار اجتماعی
  • ورود به انجمن ها و مجمع های تخصصی، سیاسی و عمومی(شورای شهر، مجلس شورای اسلامی، انجمن های صنفی و ….)
  • مدیرانی که از تیم متخصص بهره مند هستند و برای مدیریت بهتر تیم نیاز به برندشخصی و افزایش مقبولیت اجتماعی دارند.

 

 

لینک های مفید این صفحه:

دوره آموزشی برندسازی شخصی ویژه مدیران

فایل های صوتی مرتبط

فایل های تصویری مرتبط

مقالات مرتبط

سرآمدی مدیریت به روش کوچینگ در دنیای مدیریت امروز

مارتین سلیگمن، فرمول موفقيت را اینگونه بیان می کند :
“هر روز از نقاط قوتي كه تو را متمايز مي سازند در حيطه هاي اصلي و مهم زندگي ات استفاده كن تا لذت و شادي بسياري را به زندگي خود بياوري”

مدیر تنها در صورت فرانگری و داشتن تركیبی از ویژگی ها در محيط كار مي تواند رشد كند و سبب پيشرفت دیگران شود. تمامي ابعاد انسانی باید فرصت بروز در كار را پيدا كنند. اگر فرد بخواهد به بهترين خود دست يابد لازم است تمام ابعادش را با هم داشته باشد. حال مدیر اگر مي خواهد همکاران و کارکنانش را رسیده به بهترین وضعیت خودشان  كمك كند نيز همينطور. بايد تمام اين ابعاد را ببيند،  به رسميت بشناسد و وارد عمل شود.
کوچینگ نیز فرآیندی است که تنها به دانش و تكنيك اشاره نمي كند بلكه به تمامي توانمندي هايي كه انسان دارد مثل ارزش ها،‌ احساسات، شفقت و … توجه دارد. در حقيقت نقاط قوت هر فرد منابع اصلي او جهت :

  • يادگيري
  • تغيير
  • عملكرد
  • شادي و حس رضايت و دستيابي

هستند و سرمايه ای عظیم براي رسيدن از نقطه كنوني به نقطه مطلوب می باشند.
در جلسات کوچینگ، فضای گفتگو به وجود می آید تا فرد بتواند یادگیری از خود را انجام دهد.

طی گفتگو بين ذهن ها اتصال ایجاد شده و در آن انتقال ايده ها و انرژي اتفاق مي فتد. پس در واقع گفتگو،  جلسه بين ذهن ها است و جريان مشتركي از انرژي و اطلاعات توليد شده  و در آن واحد شكل مي گیرد. البته اين به وسيله زبان كه توجه افراد را هدايت مي كند، صورت مي پذيرد.

اولين مرحله  در گفتگو، اتصال است و آن لحظه اي است كه مغز و قلب طرفین گفتگو به هم متصل مي شوند و توجه را از هر چيز ديگري به آنچه مد نظر است مي آورد. و مسلما در تمام گفتگو بايد حفظ شود و دائماً كيفيت آن کنترل گردد.

در مدیریت به روش کوچینگ مدیران نه تنها نقاط قوت خود، بلكه ديگران را نيز می بينند.

در صورت استقرار کوچینگ در هر کسب و کار و سازمانی، موفقیت هاي زیر قابل انتظار خواهد بود.

  • بهره برداری از استعدادهاي استفاده نشده کارکنان
  • جذب و نگهداشت افراد موثر
  • رشد عملكرد افراد
  • موفقیت در جذب مشاركت كاركنان
  • توسعه انعطاف پذيري
  • بهبود كار تيمي
  • افزايش پذيرش تغيير و توانايي رویارويي با تغيير در افراد
  • كمك به شاد زیستي و رضايت كاركنان

 

کوچینگ برای مدیران یک رابطه‌ حمایتی بین آن ها و کارکنانشان است. مدیر زمانی که در نقش کوچ ظاهر می شود با طرح پرسش، گوش دادن، بازخورد دادن و بکارگیری ابزارهای سنجش به همکاران خود کمک می‌کند تا اهدافی را برای تغییر مشخص کنند و در جهت آن حرکت کنند. این اهداف می‌تواند در جهت یادگیری مهارت رفتاری، افزایش کارایی و حل مسئله باشد.

مدیرانی که کارکنان شان را کوچ می کنند می‌توانند استعدادهایشان را پرورش دهند و کوچینگ را بخشی طبیعی از مدیریت خود و جعبه‌ابزار خود می‌دانند و کوچینگ را برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار ضروری می دانند.

فرآیند کوچینگ فرآیند زیبایی است به این دلیل که همزمان که مدیر در نقش کوچ به همکاران خود کمک می‌کند بر توسعه‌ شایستگی ‌های خود هم سرمایه‌گذاری کرده است. به ‌همین دلیل کوچینگ نه‌ تنها مربوط به کارکنان است بلکه درباره‌ مدیر و موفقیت اوست.

لینک های مفید این صفحه:

دوره آموزشی مدیریت به روش کوچینگ

کتاب مدیریت به روش کوچینگ

فایل های صوتی مرتبط

فایل های تصویری مرتبط

مقالات مرتبط

  • جانشین پروری :

    جزء مشکلات اساسی بسیاری از سازمان ها و شرکت های بزرگ و کوچک است.

    در مدیریت به روش کوچینگ،

بسیاری از مدیران برای مدیریت کارها و فعالیت های خود سعی می کنند بیشتر و بیشتر کار کنند که با همه ی اینها در نهایت با مسئله جدی مدیریت زمان مواجه هستند در حالیکه مدیران شایسته بجای اینکه زمان خود را در انجام فعالیت ها هزینه کنند، زمان خود را در تربیت انسان ها و نیروهای کارآمد و همسان سازی اهداف فردی کارکنان با اهداف سازمانی سرمایه گذاری می کنند.

مدیر با برنامه‌ریزی برای مدیران آینده و رشد مدیران کلیدی به جانشین پروری توجه عملی می نماید. به این صورت که از فرد منتخب می خواهد که برای حل مسائل، راهکارهای مناسب را ارائه کند و سپس با به چالش کشیدن راه حل ها و با استفاده از  ابزار پرسشگری، وی را در جهت رسیدن به راهکارهای مطمئن یاری می کند و عملا جانشینی توانمند تربیت می شود.

 

  • آموزش، چرا مشکلات سازمان ها را حل نمی کند؟

    در حال حاضر اغلب سازمان ها، برای توسعه خود برنامه ریزی های مختلفی انجام می دهند. از جمله بودجه زیادی را صرف آموزش های ضمن خدمت و ارتقای سطح عملکرد کارکنان خود می نمایند. اما سوال اینجاست که این آموزش ها تا چه حد تاثیر داشته و به ارتقای عملکرد منجر شده است؟ آیا واقعا مشکل در ندانستن است؟ اگر عمیق نگاه کنیم، مشکل واقعی را در عمل نکردن به دانسته های خود می بینیم و نه ندانستن ؟ آیا واقعا برای حل معضلات فردی و سازمان هنوز هم نیاز به آموزش دارید؟ اگر نه، پس چاره چیست؟.
    مدیریت به روش کوچینگ، چاره کار است. مدیر با استفاده از رویکرد جامع، موثر و هدف محور کوچینگ به عنوان یک حامی در کنار کارکنانش خواهد بود.

 

  • تصمیم گیری و حل مساله :

    در مدیریت به روش کوچینگ، با بهره گیری از فرایند کوچینگ مشکلات تبدیل به مسئله می شود. کوچینگ کمک می کند تا بتوان مسئله و ابعاد و جنبه های مختلف آن را به طور دقیق شناخت  و گزینه های ممکن برای تصمیم و حل مساله را به صورت شفاف و دقیق یافت. در کنار آن زمینه های فکر کردن به گزینه های خلاقانه نیز فراهم می شود.

کوچینگ برای مدیران چیست؟

آیا به عنوان یک مدیر سازمان، سردرگم هستید و با حجم زیادی از کار در سازمان و خارج از آن مواجه هستید؟ یا که در سمت مدیرعامل یک سازمان، در چشم اندازهای سازمانتان ابهام دارید؟ آیا در مدیریت بخش خود و کارمندانتان به مشکل برخورده اید؟ نمی دانید که چه چیزی را تغییر دهید تا وضعیت موجود اندکی بهبود یابد؟

کوچینگ یک رابطه‌ی حمایتی بین کوچ و شما به عنوان مدیر است که در آن کوچ به طرح پرسش، گوش دادن و بازخورد دادن به شما کمک می‌کند تا اهدافی را برای توسعه فردی و سازمانی خود مشخص کنید و در جهت آن حرکت کنید. با توجه به اینکه کوچینگ بیش از همه درباره خود شما است، یکی از مؤثرترین ابزارها برایتان در جهت تقویت توانایی‌ها و مهارت‌های رهبری و مدیریتی است. در طول فرآیند کوچینگ، شما به آگاهی بیشتری نسبت به پتانسیل های شخصی و مدیریتی خویش دست یافته و کیفیت سبک مدیریت و عملکرد کسب و کار خود را بهبود می بخشید.

کوچینگ در چه حوزه هایی به مدیران کمک می کند؟

  • کوچینگ مدیریت و رهبری
  • کوچینگ کسب و کار
  • کوچینگ بازاریابی و فروش
  • کوچینگ توسعه شایستگی کارکنان
  • کوچینگ جانشین پروری

 

 

کوچینگ مدیریت و رهبری برای مدیران

شما به عنوان مدیر همه روزه با مسائل مختلفی در محیط کار مواجه می شوید مثلا: کم انگیزه شدن مشتریان، کاهش میزان فروش، ورود رقبای قدرتمند جدید به بازار، نارضایتی برخی از مشتریان، خطاها و اشتباهات کاری پرسنل، دشواری شناسایی و جذب نیروهای انسانی توانمند، ترک کار برخی از کارکنان متخصص.

در این راستا از ابزارها و روش های مختلفی برای حل این مسائل استفاده می کنید. مثل: تعالی سازمانی، برنامه ریزی استراتژیک، عارضه یابی، سیستم مدیریت منابع انسانی، مدیریت کیفیت جامع، استانداردهای ایزو، کارت امتیازی متوازن و …. نکته ای که باید به آن توجه کنید این است از این ابزارها باید در جای مناسب خود استفاده کرد. چون هر کدام از این ابزارها بخشی از پازل موفقیت سازمانی را تشکیل می دهند.

اما شما در کنار این ابزارها به ابزار و چتر فراگیرتر و اساسی تری نیاز دارید که بتوانید با استفاده از آن، سایر ابزارها و روش های مدیریتی را به خوبی به مانند یک پازل منسجم در کنار هم قرار دهید. این ابزار فراگیر، کوچینگ است. سایر ابزارهای مدیریتی، ماهیتی سازمانی دارند و خارج از شما است ولی کوچینگ ابزاری است که بیش از همه درباره خودتان است.

اگر به اندازه کافی توانمند نباشید و یا ندانید چگونه از ابزارهای مدیریتی استفاده کنید، این ابزارها کمکی به موفقیت سازمان نمی کنند. به عبارت دیگر توانمندی شماست که باعث می شود ابزارهای مدیریتی به طور مناسبی در کنار هم قرار گیرند و با نظام منسجم، سازمان را در دستیابی به اهدافش یاری کند. اینجاست که کوچینگ به عنوان یک ابزار فراگیر وارد می شود و با راهبری توانمندسازی شما کمک می کند تا بتوانید به خوبی از سایر ابزارهای مدیریتی برای تحقق اهداف سازمانی استفاده کنید.

کوچ مدیریت و رهبری به شما کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف سازمان و همچنین خودش به عنوان مدیر سازمان را بهتر بشناسید، برای تقویت نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف، راهکارهایی یافته و اجرا نمایید. بتوانید از کوچینگ به عنوان یک چتر فراگیر برای استفاده بهتر از ابزارهای مدیریتی بهره ببرید. کوچ در حفظ انگیزه و تعهد شما برای تحقق اهدافتان به شما کمک می کند.

در تایید این مدعا می توان به سخن بیل گیتس که می گوید هر کسی باید یک کوچ داشته باشد اشاره کرد. بیل گیتس به عنوان یک مدیر ارشد جهانی موفق این سخن را می گوید و بیشتر منظور او هم مدیران و رهبران سازمان ها و شرکت ها هستند.

دستاوردهای کوچینگ مدیریت و رهبری برای مدیران:

  • کمک به ایجاد توازن بین کار و زندگی: یکی از چالش های عمده مدیران، ناتوانی در ایجاد تعادل بین زندگی حرفه ای و زندگی شخصی اشان است. ناتوانی در ایجاد این تعادل، موجب لطمه خوردن یکی از این حوزه ها خواهد شد. یکی از مزیت های کوچینگ مدیریت و رهبری، کمک به ایجاد این تعادل و ایجاد رضایت درونی نسبت به خود، زندگی شخصی و حرفه ای در مدیران است
  • کاهش استرس: مدیران استرس‌ها و فشارهای زیادی را متحمل می ‌شوند؛ یکی از مهم ترین مزایای داشتن یک مربی که در شنیدن صحبت ها و چالش ها، ترسیم چشم انداز و تعیین اهداف، برنامه ریزی، استفاده بهینه از زمان، بهبود عملکرد و افزایش مهارت و … به مدیران می تواند کمک نماید، قطعاً به کاهش استرس و مدیریت آن در رهبران کسب و کارها تأثیر بسزایی خواهد داشت
  • بهبود مهارت های مدیریتی: در این مورد کُوچ می‌تواند به شما کمک کند که مهارت‌ها و نقاط قوت خود را به عنوان یک مدیر دیده و بر آن ها بیشتر تمرکز نمایید؛ همچنین به شما کمک می کند تا نقاط قابل بهبود خود را شناسایی و برای بهبود آن ها که قطعاً منجر به بهبود عملکرد شما در سازمان خواهد شد را نیز برنامه ریزی کرده و گام های اجرایی بردارید.
  • کمک به دیده شدن مواردی که یک مدیر نمی تواند، نمی خواهد یا نمی بیند: یک فرد متخصص، بیرون و خارج از سازمان شما می‌تواند ایده‌های جدید، اندیشه‌های تازه و روش‌های نویی را به سناریوهای کاری شما اضافه کند. این امر یکی از بزرگ‌ترین مزایای کوچینگ مدیریت و رهبری است. گاهی اوقات در سازمان بهتر است با فردی که کاملاً از برنامه‌های شما فاصله دارد و خارج از سازمان است، درباره ایده‌هایتان مشورت و چشم‌اندازهای تازه و منحصر بفردی را درباره ایده‌هایتان دریافت کنید.
  • شفاف سازی و گسترش چشم اندازهای مدیران: یکی از مزایای کار با یک کُوچ همین است؛ او با مهارت خاصی که در گوش دادن و بازتاب شنیده های خود دارد به شما در شفاف سازی خواسته ها و خروج از سردرگمی و همچنین دسته بندی و تنظیم چشم اندازتان کمک خواهد کرد. کاری که ممکن است به تنهایی قادر به انجام کامل آن نباشید.

کوچینگ کسب و کار برای مدیران

در اقتصاد پرتلاطم و پیچیده امروز تنها راه حل حفظ و ارتقای جایگاه کسب و کارتان در بازار، سرمایه گذاری بر روی آینده کسب و کارتان می باشد. هنگامی که شرایط اقتصادی پیچیده شود، کسب و کارهایی که بر روی آینده خود سرمایه گذاری کرده اند با سرعت بیشتری رشد می کنند و سهم بیشتری از بازار را تصاحب می کنند. از طرفی با توجه به اینکه مدیران با مسائل مختلفی مانند: کم انگیزه شدن مشتریان، کاهش میزان فروش، ورود رقبای قدرتمند جدید به بازار، نارضایتی برخی از مشتریان، خطاها و اشتباهات کاری پرسنل، دشواری شناسایی و جذب نیروهای انسانی توانمند، ترک کار برخی از کارکنان متخصص مواجه هستند لذا نیاز به استفاده از یک کوچ در کنار خودتان برای حل این مشکلات دارید تا بتواند با پرسیدن سوالات مؤثر و تاثیرگذار، کشف نقاط قوت و توانمندی ها، به توسعه مزیت رقابتی شما در کسب و کارتان کمک کند.

کوچینگ به شما کمک می کند تا از موقعیت و چالش هایی که خود و یا سازمانشان در آن هستید به سمت موقعیت مطلوب خود و اهداف والاتری حرکت نمایید. امروزه بسیاری ازکسب و کارها در کشورهای توسعه یافته همانند کانادا، آلمان، ژاپن و کره جنوبی بنابر دلایلی همچون رقابت، پیشرفت روز افزون تکنولوژی و تلاش برای افزایش تولید و پایین آوردن هزینه ها به استفاده از خدمات کوچینگ برای مدیرانشان روی آورده اند.

کوچینگ بازاریابی و فروش برای مدیران

مطالعه موردی

یک مدیر فروش که در فروش مشکل داشت، از یک کوچ فروش استفاده کرد. در اولین جلسه کوچینگ، این مدیر فروش اعتراف نمود که فروش برای او خیلی سخت است. او هیچ ایده ای نداشت تا کار فروش را برای خود ساده نماید، اصلاً نمی دانست باید شبکه ای برای مشتریان معرفی شده، ایجاد کند یا برای خود؛ اهداف فروش شفاف و قابل دسترس تعیین نماید.

کوچ فروش در ابتدا به او توضیح داد که فروش، یک فرآیند است که گام به گام باید پیموده شود. او مسیر فروش را به اهداف کوچکی تقسیم نمود که در هر یک از این اهداف، نحوه ارتباط با مشتری توضیح داده شده بود و اقدامات ویژه نیز مشخص شده بود. این رویکرد مهارتی او را متقاعد کرد، در نتیجه دیگر احساس سردرگمی نداشت و میدانست در هر گام، چه کاری باید انجام دهد و چه چیزی باید بگوید.

کوچ فروش به او کمک نمود که در هر گام، اهدافش را رصد نماید و بر نقاط قوت اش تمرکز کند (به طور مثال توانایی اش در استقبال گرم از دیگران و شنود مؤثر)، در نتیجه براساس نقاط قوت خود، گام دیگری را طی میکند. همچنین در این جلسات، ارزیابی تکالیف، زمانهای تمرین و بررسی میزان پیشرفت صورت میگیرد.

آنها با هم توافق کرده بودند تا 8 هفته، با یکدیگر تمرین کنند و دوباره خود را ارزیابی نمایند. در پایان هفته هشتم، کوچ فروش به او کمک میکند تا دستاوردهایی را که داشته است، بیان نماید، همچنین به فروشهایی که بسته بودند، نگاهی می اندازند و در نهایت، او را کوچ می کند تا تصویر شفافی از آنچه که باید بدست آورد و دوره زمانی که باید در نظر بگیرد را مشخص کند.

همان طور که این مدیر فروش در فرآیند کوچینگ پیش میرود، حقایق مهمی در مورد شغلش درک میکند و میتواند ذهنیت غلط خود را نسبت به شغلش تصحیح نماید. او در این زمینه عنوان میکند: “حال که به یک مدیر فروش حرفه ای تبدیل شده ام، تمامی ذهنیت‌های اشتباهم را در مورد فروش، از ذهنم بیرون میکنم”.

کوچ فروش معتقد است که یک روش یا سبک خاص برای همه مشتریانش، مفید نیست. او برای هر نفر، مدل فروش خاصی طراحی میکند و از مشتریانش میخواهد که نحوه کوچینگی را که دوست دارند و میزان پاسخگویی را که از جلسات کوچینگ میخواهند، بیان کنند.

لینک های مفید این صفحه:

فرم هماهنگی جلسات کوچینگ مدیریت

خرید کتاب مدیریت به روش کوچینگ

فایل های صوتی مرتبط

فایل های تصویری مرتبط

مقالات مرتبط