سید اسماعیل قشمشم هستم، مربی (Coach)، مشاور و مدرس برندسازی شخصی و مهارتهای کوچینگ برای مدیران و افراد، جای بسی خوشحالی است که از طریق وبسایت شخصی بستر گفتگو و ارائه آموزشهای کاربردی به شما مخاطبین عزیز فراهم شده است.

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم | همراه: 09195893985 | من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

ویژگی تصویر

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم

  /  مقالات برندسازی شخصی   /  کیفیت پایدار با برندسازی شخصی
مدیریت کیفیت

کیفیت پایدار با برندسازی شخصی

همه لطفا به این سوال پاسخ بدهند: چگونه می تونیم با برندینگ شخصی به کیفیت پایدار برای توسعه سازمان، کسب و کار یا حتی خانوادمون به عنوان یک سازمان کوچیک، کمک کنیم؟

در این مقاله قصد دارم به ضرورت برندسازی شخصی برای مدیران بپردازم و اینکه چگونه یک برند قدرتمند و اثرگذار می تواند روی برند سازمانی و شرکتی اثر مثبت بگذاره، اینکه چگونه در مدیریت منابع انسانی به مدیر کمک خواهد کرد.

همه ما از واژه برندسازی شخصی یک مفهوم و تصوری در ذهن داریم و گاهاً انقدر این مفاهیم رو از خودمون دور می دونیم که فکر می کنیم که برندینگ شخصی برای افراد سرشناس یا مدیران با کسب و کارهای بزرگ یا هنرمندان کاربرد دارد درحالیکه همه افراد مثل من و شما درحال حاضر دارای برند شخصی هستیم همه ی ما با یکسری واژگان در ذهن دیگران تداعی میشویم، درواقع آنگونه که ما خودمون رو به دیگران معرفی می کنیم و تصوری که در ذهن دیگران با رفتار خودمون ایجاد می کنیم برند شخصی مارو میسازد و پس در نتیجه همه ما با اعتبار و برند در زندگی فردی و حرفای خودمون درگیر هستیم اما هدف سلسله مقالات برندینگ شخصی بدست آوردن یک نقشه ی راه برای حرفه ای کارکردن روی شهرت یا برند شخصی است.

ما در در نهایت در برندینگ به دنبال اثرگذاری بر روی مخاطبین خودمون هستیم در نتیجه آشنایی با مفاهیم اولیه این حوزه برای هرکسی در تعامل انسان هاست ضروری است، که این موضوع برای افرادی که در گیر کسب و کار هستند بسیار اهمیت پیدا میکنه تا جایی که باید به این مقوله به عنوان یک ابزار و تکنیک ضروری برای رشد کسب و کار پرداخت نه صرفاً به عنوان یک اقدام برخاسته از علاقه شخصی.

پس در نتیجه اگر شما یک مدیر هستید اگر شما کارآفرین هستید و کسب و کار خودتون رو اداره می کنید اگر شما به دنبال اثرگذاری روی منابع انسانی خود هستید هستید، این  مقاله برای شما کاربردی خواهد بود.

در ادامه مقاله هریک از شما عزیزانی که این مقاله را مطالعه می کنید ابتدا باید سوالاتی رو از خودتون بپرسید از جمله اینکه:

  • نقش برند سازی شخصی برای من چیست و چه دستاوردهایی برای من خواهد داشت؟
  • روی برند سازمانی و کسب و کار من چه اثری خواهد گذاشت یا اگر شما استخدام هستید، برند شخصی در تعاملات شما در ارتباط با مدیران بالاسری و منابع انسانی زیر مجموعه شما چه اثری خواهد داشت؟
  • چه نقاط قوت و نقاط قابل بهودی دارید؟

برای بهتر پاسخ دادن به این سوالات ابتدا باید با این مفهوم بیشتر آشنا شویم، که هدف من هم در این مقاله به طور ویژه تببین اهمیت برندسازی شخصی و نقش آن در توسعه کسب و کار در راستای پیشرفت پایدار، است.

شهرت و بندشخصی فرصت های جدید و ناشناخته را برای شما فراهم می سازد، همگان تمایل دارند در حوزه ارتباطی شما باشند با شما قراداد ببندند و قبل از اینکه شما بخواهید در خصوص اثربخشی و مهارت های خود صحبت کنید همگان به آن اذعان دارند، شما با شهرت و اعتبار قدرتمند یک پذیرش جمعی را در افراد ایجاد می کنید.

بازاریابی خود

برای این موضوع ابتدا بایستی واژه بازاریابی را معنا کنیم تا با یک نگاه مشترک به ادامه مطلب بپردازیم، بازاریابی یعنی ایجاد احساس نیاز به محصول و خدمات یا پاسخ دادن به نیازهای موجود به بهترین شیوه ممکن. ما در تعاملات عاطفی روزانه ی خود پیوسته در حال بازاریابی هستیم، اخلاق خوبمون را میفروشیم و دوستی یکرنگی را دریافت می کنیم، صداقت را عرضه می کنیم و درستکاری را دریافت می کنیم.

و این مهارت بازاریابی عاطفی است که وجه تمایز در حوزه شبکه اشخاص ایجاد می کند به طور مثال یک فرد در دوران مدرسه دوستان زیادی دارد و یک فرد دوستان کمی دارد، یک  نفر بارها و بارها به جمع های مختلف دوستانه دعوت می شود و دیگری نمی داند اوقات بیکاری خود را چگونه پر کند، یک پزشک وقت سرخواراندن ندارد و دیگری برعکس..

درواقع آن چیزی که در این افراد متفاوت است “بازاریابی خود” است و در بازاریابی ما بایستی به نیاز فرد مقابلمون توجه کنیم و اینکه چی دادیم و چی گرفتیم چه ارزش افزوده ای برای فرد مقابلمون ایجاد کردیم. همیشه این سوال رو از خودمون بپرسیم که چرا دیگران باید من را برای رابطه دوستی انتخاب کنند، چرا محصول و خدمات من به فروش برسد؟

ما اگر مهارت بازاریابی مهارت های خود را نداشته باشیم، نمی توانیم در راستای اهداف خود زندگی کنیم بلکه بایستی برای اهداف دیگران زندگی کنیم و در نهایت شغلی را اختیار می کنیم که مجبوریم نه شغلی که مورد علاقه ما هست، همانطور که یک فروشنده بایستی از مهارت های بازاریابی برخوردار باشد تا بتواند محصول یا خدمت خود را عرضه کند همه ی اشخاص برای اینکه بتوانند توانمندی های فردی و حرفه ای خود را عرضه کنند و احساس نیاز ایجاد کنند بایستی از مهارت بازاریابی استفاده کنند.

هدف بازاریابی خود صرفاً برای کسب درآمد نیست بلکه جایی که ما در جای جای تعاملات زندگی فردی خود به دنبال برآورده سازی خواسته های فردیمون هستیم و رسیدن به خواسته های فردی نیز در گرو مشارکت دیگران است لذا ما بایستی همیشه در حال بازاریابی و فروش باشیم، به طور مثال خواسته یک پدر خانواده را در نظر بگیریدکه تمایل دارد فرزندش مطابق میل او رفتار کند یا مدیری را در نظر بگیرید که تمایل دارد کارمندش کارها را با کیفیتی که او مد نظر دارد انجام دهد، در این شرایط برآورده شدن خواسته پدر یا آن مدیر در گرو مشارکت فرزند و کارمند است.

اینکه ما چگونه برای خواسته های خودمان در فرد احساس نیاز ایجاد کنیم یا نیازهای فرد را شناسایی کنیم و مطابق آن رفتار کنیم بسیار در برندینگ شخصی اهمیت دارد. قطعاً مدیر و پدری که با ادبیات دستوری عمل می کند نمی تواند انگیزه های درونی افراد برای انجام کار را تأمین کند. یکی اساسی ترین اقدامات قبل از پرداخت به مقوله ی برندینگ شخصی، “بازاریابی خود” و عرضه ی مهارت ها و توانمندی ها به بهترین شیوه ممکن است.

همه ی مدیران بایستی هر روز و هر لحظه به برند شخصی خود فکر کنند و در راستای بهبود آن اقدام کنند اما برای صاحبان کسب و کارهای خدمت محور، برندسازی شخصی بیشتر ازکسب و کارهای کالا محور اهمیت پیدا می کند.

ارسال یک نظر