سید اسماعیل قشمشم هستم، مربی (Coach)، مشاور و مدرس برندسازی شخصی و مهارتهای کوچینگ برای مدیران و افراد، جای بسی خوشحالی است که از طریق وبسایت شخصی بستر گفتگو و ارائه آموزشهای کاربردی به شما مخاطبین عزیز فراهم شده است.

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم | همراه: 09195893985 | من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

ویژگی تصویر

وبسایت شخصی مهندس سید اسماعیل قشمشم

  /  مقالات برندسازی شخصی   /  موفقیت آنتونیو سنتینو افسر نیروی دریایی آمریکا در راه اندازی کسب و کارش
the story of successful personal branding

موفقیت آنتونیو سنتینو افسر نیروی دریایی آمریکا در راه اندازی کسب و کارش

مطالب مشابه

آیا هرکسی می تواند در کارش موفق شود؟

آنتونیو سنتینو از افراد پرافتخار نیروی دریایی آمریکا با پنج سال سابقه خدمت بود که پس از جنگ عراق به میهن بازگشت. در آن زمان او دریافت که فاقد مهارت‌ های بازاریابی و بازار  است. او که حتّی قادر به تایپ کردن هم نبود امروزه برخی از شناخته‌شده‌ترین سایت‌های مربوط به مد سبک مردانه را اداره می‌کند، جستجوی اینترنتی برای نامش بسیار زیاد است، به یکی از ستارگان یوتیوب تبدیل شده و نویسندگی هم می‌کند. همه اینها را مدیون کسب مهارت های بازاریابی می داند.

مهارت های بازاریابی مهارت هایی است که هر فرد برای موفقیت در زندگی فردی و حرفه ای خود به آن نیاز دارد، حتی می تواند زندگی یک افسر ارتش را متحول کند.

در ادامه نحوه پیشرفت خیره کننده آنتونیو را از زبان خودش را می‌شنویم:

من در یک پارکینگ گرد و غبار گرفته مخصوص تریلی‌ها در غرب تگزاس به دنیا آمدم. کودکی‌ام بسیار عادی سپری شد. در جوانی افسر نیروی دریایی شدم. وقتی برای اوّلین بار یونیفرم نیروی دریایی را پوشیدم احساس متفاوت شدن می‌کردم، احساس خوشایندی که هیچگاه پیش از این نداشتم. برایم جالب بود که چه طور ظاهر جدیدم می‌توانست نگرش و اعتماد به نفسم را تغییر دهد.

پس از تمام شدن خدمت، می‌خواستم با نامزدم ازدواج کنم. وقتی می‌خواستم لباس مراسم عروسی را خریداری کنم یک کت و شلوار سه هزار دلاری را امتحان کردم. البتّه که نمی‌توانستم از پس هزینه آن برآیم، امّا شیفته‌اش شده بودم. داشتم می‌دیدم که یک کت و شلوار چقدر می‌تواند بر احساس فرد تأثیرگذار باشد. این احساس دقیقاً شبیه همان زمانی بود که یونیفرم نیروی دریایی را می‌پوشیدم، احساسی سرشار از احترام و عزّت نفس.

این تجربه‌ها به من آموخت ظاهر فرد اهمّیت بسیار زیادی دارد، امّا پیش از هر اقدامی من به یک شغل احتیاج داشتم. بنابراین وارد دانشکده کسب و کار دانشگاه تگزاس شدم و پس از اتمام تحصیل، در واحد امور مالی یک کارخانه در ویسکانسین مشغول به کار شدم. من برای این کار مناسب نبودم و پس از سه ماه اخراج شدم.

اخراج شدن از کار فرصت پرداختن به کارهای مورد علاقه در زندگی را برایم فراهم ساخت. هنوز هم این ایده که نحوه پوشش فرد بر نگرش و موفّقیّت او چقدر تأثیرگذارست از ذهنم خارج نشده بود. امّا وقتی به پیرامونم می‌نگریستم به نظر می‌رسید که آمریکایی‌ها خیلی شبیه من فکر نمی‌کنند. بنابراین فرصت بسیار خوبی برای تأسیس اوّلین کارخانه‌ام فراهم بود: یک کارخانه دوخت کت و شلوار.

داستان فروش آنلاین لباس های رسمی

به مدت چهار سال درگیر فروش آنلاین لباس‌های رسمی بودم و دریافتم هرچند طرح کسب و کار خوب و شایسته‌ای ندارم امّا می‌توانم محتوای بسیار خوبی در زمینه مد سبک مردانه در فضای اینترنت تولید کنم. مردم کت و شلوارهای مرا نمی‌خریدند امّا هزاران نفر مطالب وبلاگم را مطالعه می‌کردند.

هر روز حدود ساعت 4 صبح بیدار می‌شدم و مطالب جذاب خود را منتشر می‌کردم. البتّه باید بگویم من این مطالب را املاء می‌کردم چون تایپ کردن بلد نبودم! نکاتی که درباره لباس پوشیدن می‌نوشتم مخاطبان زیادی داشت. آن مقالات ابتدایی تا همین امروز هم حدود 100 هزار بازدیدکننده در ماه دارند. با پی بردن به این نقطه قوت برجسته، شروع کردم به نوشتن مطالب مربوط به مد برای دیگر وب سایت‌ها. من با نوشتن این مطالب داشتم سرشناس می‌شدم و این کار را به یک کسب و کار تبدیل کردم. بنابراین یک درگاه اطلاعاتی اینترنتی با عنوان «مردان حقیقی، سبک حقیقی» ایجاد کردم. همچنین به طور جداگانه ویدئوهای کوتاهی درخصوص مد انتشار دادم که مرا از دیگران متمایز می‌کرد.

اقبال به من رو کرد و من از فردی بدون مهارت های بازاریابی و شغلی به یک فرد سرشناس در زمینه کسب و کار مد تبدیل شدم. به خوبی می‌توانم خانواده‌ام را از لحاظ مالی تامین کنم و شغلی دارم که به آن عشق می‌ورزم. البته این موفّقیّت تنها بخاطر اشتیاق[1] نبوده است. من توانستم مسأله‌ای را حل کنم که افراد پولدار مایل‌اند برای آن پول خرج کنند. شما باید یک ایده عالی طرح کنید، محتوای لازم را تولید نمایید، مخاطبی داشته باشید که حاضر باشد برای آن پول بپردازد و بله، آن وقت است که در تجارت موفق خواهید شد. تعجب می‌کنم چه طور بسیاری از افراد نمی‌توانند این را درک کنند.

اگر لازم بود اشتیاق اصلی‌ام را بازگو کنم شاید موتورسیکلت را نام می‌بردم. امّا من نمی‌خواستم در زمینه موتورسیکلت ‌ها خبره شوم. باید علاقه‌ای را دنبال می‌کردم که بتوانم با آن برای بلندمدت، خودم را بالا بکشم. هدف من ایجاد کسب و کاری پایدار و به اندازه کافی موفق بود تا بتوانم در سایه آن هر چیز که فرزندانم در زندگی‌شان طلب می‌کنند فراهم کنم، امکانی که خودم هرگز در کودکی نداشتم.

یافتن علاقه پایدار و تغییر برای کسب مهارت های بازاریابی فردی

داستان آنتونیو را دوست دارم. پیام این داستان را می‌توان در تمام بررسی‌های موردی این کتاب مشاهده کرد: کلید موفقیت صرفاً یک هیجان و اشتیاق زودگذر نیست، بلکه آن یافتن یک علاقه پایدار[2] است که در فصل بعد به شما خواهم آموخت چه طور می‌توانید آن را بیابید.

دیگر عامل مؤثّر در سرشناس شدن تولید محتوای مداوم است. مثلاً آنتونیو تصمیم گرفت یک جای ویژه برای کار خود ابداع کند (کلیپ‌های آموزشی در زمینه مد). او در طی 200 روز با کمتر از دوهزار دلار،200 ویدئو تولید کرد. البتّه او اعتراف می‌کند که اولین ویدئوها خسته کننده و وحشتناک بودند، امّا به تدریج و با افزایش تعداد کلیپ‌ها، کیفیت آن‌ها بهتر و تهیه ویدئوها آسان تر و به یک سرگرمی تبدیل می‌شد. اگر شما به کار خود متعهّد باشید، اتّفاقات خوبی رخ خواهد داد.

« چرا من توانستم در زمانی فشرده 200 کلیپ تولید کنم؟ چون این کار مرا وادار به آموختن چیزهای جدید می‌کرد. شاید برای بسیاری از مردم نویسندگی، ساخت ویدئوکلیپ و دستیابی به این سطح از تولید محتوا امکان‌پذیر نباشد. اما من با کمترین سطح از مهارت، شروع به کار کردم.»

استقامت در کار

درس بسیار مهمی که از نوشتن این کتاب آموختم این است که برای دستیابی به موفقیت، استقامت در کار بیش از نبوغ اهمّیِّت دارد. شاید تصوّر می‌کنید سرشناس شدن در یک زمینه خاص، برایتان هدفی غیرقابل دستیابی است، زیرا شما در آن مورد خاص بهترین نیستید. افرادی که در این کتاب با آنان آشنا می‌شوید همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند: آن‌ها بطور طبیعی و ذاتی در یک چیز خاص خبره نبوده‌اند، بلکه با تعهّد، ثبات قدم و تمرین مداوم سرشناس شده‌اند. یک فرد حرفه‌ای، تازه‌کاری بوده که هیچگاه دست از تلاش نکشیده است.

آنتونیو مانند دیگر ستارگان سرشناس هنوز هم به تلاش و آموختن ادامه می‌دهد. او پس از ساخت 200 ویدئوکلیپ در 200 روز به من گفت هدف بعدی‌اش ساخت هزار ویدئو طی هزار روز خواهد بود. او این طور به من گفت: «تصوّر کن! من در آن زمان چقدر بهتر خواهم بود.» او می‌گوید: «من یک ستاره پربازدید در یوتیوب نیستم، امّا می‌کوشم به تدریج مخاطبانم را جذب کنم. حتی اگر تعداد بازدیدکننده‌ها اندک باشد، بازهم آن‌ها آمده‌اند تا مرا بشناسند، به من اعتماد کنند و در نهایت از من خرید کنند.»

حالا آنتونیو به اندازه کافی پول دارد که بتواند آن کت و شلوار سه هزار دلاری را که سال‌ها پیش پسندیده بود خریداری کند. او درآمدش را از تبلیغات اینترنتی، فروش کتاب، مربیگری، جلسات اینترنتی و کنفرانس شخصی خود درخصوص سبک پوشش تأمین می‌کند.

من داستان آنتونیو سنتینو را به این خاطر در کتاب آوردم تا ببینید وقتی فردی که در یک پارکینگ تریلی در غرب تگزاس پرورش یافته و هیچ یک از مهارت های بازاریابی و شغلی را نداشته، توانسته بر مشکلات غلبه کند و سرشناس شود، شما هم خواهید توانست.

نتیجه گیری

در اینجا عناصری از داستان آنتونیو و نقش مهارت های بازاریابی که بیانگر فرایندهای اساسی کتاب هستند و را فهرست می‌کنیم:

  •  یافتن موقعیت[3] درست – برای آنتونیو، عرصه مد یک علاقه پایدار به شمار می‌رفت.
  • یافتن فضای[4] درست – او ویدئوهای آموزشی در زمینه مد را بستر ممتاز برای فروش قرار داد.
  • تولید محتوای مداوم – او در 200 روز 200 ویدئو تولید و سپس این فرایند را برای هزار ویدئوی دیگر تکرار کرد.
  • جذب مخاطب خاص – آنتونیو به مرور زمان توانست مخاطبان زیادی جذب کند. این مخاطبان موجب شهرت و کسب درآمد برای او شده‌اند.
  • تمرین صبر – او پیش از اینکه به درآمد قابل توجهی دست یابد، چهار سال تمام به سختی کار کرده بود. حرکت او به سمت موفّقیّت، آهسته و پیوسته بوده است.

مقاله فوق بخشی از کتاب شهرت نوشته مارکشفر ترجمه سید اسماعیل قشمشم

 

[1] Passion

[2] Sustainable Interest

[3] Place

[4] Space

As an example, if you are going to write an guide, affordable-papers.net pick a topic like:”Why I Write Articles”How Do I Write Articles?” These types of subjects are great for starting an report and can help you build a strong foundation for the rest of your writing.

ارسال یک نظر